X
تبلیغات
پایگاه حقوقی قانون مداری

پایگاه حقوقی قانون مداری
 
(( و الی الله المشتکی و إنه لبالمرصاد ))

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 7 آذر1389 توسط آرش یارانی

بحثی پیرامون عنصر روانی جرم قتل در ادیان الهی و ایران باستان

 

با توجه به تحقیقات و بررسیهای انجام شده بنظر میرسد در ادیان الهی ( زرتشت ، یهود ، مسیحیت و آیین مقدس اسلام ) و ایران باستان ،عنصر روانی جرم قتل اهمیت زیادی داشته و بر مبنای آن انواع مختلف قتل پیش بینی شده است ، در نتیجه هوع قتل در مسئولیت کیفری و میزان مجازات مرتکب قتل تأثیر فراوانی دارد.
بخش اول – بررسی عنصر روانی جرم قتل در آیین زرتشت
1-1)تاریخچه و منابع آیین زرتشت
آیین زرتشت یکی از ادیان الهی و پدیده های فرهنگی ایران باستان است که بنا به تعالیم آن بر اساس گفتار نیک ، کردار نیک و پندار نیک می باشد .
دین زرتشت در قرآن مجید در ردیف ادیان یهود و مسیحیت تحت عنوان ، مجوس ذکر شده است ، خداوند در سوره مبارکه حج می فرماید.
« ان الذین آمنوا و الذین هاودا و الصابئین و النصاری و المجوس و والذین اشرکواان الله بفصل بینهم یوم القیمه»
ترجمه « مسلماًکسانی که ایمان آورده اند و یهود و صابئان و نصاری و مجوس و مشکران ، خداوند در میان آنها روز قیامت داوری می کند »
ملاحظه می شود که در قرآن واژه مجوس بکار رفته است مفسرین و علمای اسلامی در این زمینه عقید دارند ، منظور از مجوس قومی هستند که به زرتشت گرونده و کتاب مقدسشان ، اوستا است این قوم کتاب مقدس خود را در داستان استیلا ، اسکند بر ایران به کلی از دست دادند و حتی یک نسخه از آن نماند تا آنکه در زمان ملوک ساسانی مجدد به رشته تحریر در آمد
آیین زرتشت یکی از ادیانی است که در قانون اساسی به رسمتی شناخته شده است ، اصل سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر میدارد .
ایرانیان زرتشتی ، کلیمی ، مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعملیات دینی بر طبق آیین خود عمل می کنند و البته در امور جزائی کلیه اشخاص اعم از تابعه یا مقیم تابع قانون مجازات اسلامی می باشند.
برخی از محققان عقیده دارند زردشت به زبان سریانی نام حضرت ابراهیم است و یعضی گویند این اسم به زبان پهلوی است.
صاحبنظران درباره تاریخ زندگی و ظهور زرتشت عقاد مختلفی دارند ، درباره عهد زرتشت اقوال مختلف است از شش هزار سال پیش از میلاد تا قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد .
دین زرتشت برای راستگویی اهمیت بسیاری قائل است ، استفاده از سوگند برای اثبات گناه متهم یا بیگناهی او بود .
در ایران باستان ، اکثریت جمعیت کشور زرتشتی بوده اند استاد شهید مرتضی مطهری می فرماید : قبل از پذیرش اسلام با آنکه پیروان سایر ادیان در کشور ایران زندگی می کردند ، اکثریت با زرتشتیان بوده است که پیرو دین رسمی کشور بوده اند . در حال حاضر نیز عده کمی از مردم ایران در مناطق تهران ، یزد کرمان پیرو دین زرتشت هستند.
آیین زرتشت از جمله موضوعاتی است که در اشعار شعرای گرانقدر ایرانی نیز مورد توجه قرار گرفته است ، حافظ شیرازی می فرماید:
به باغ تازه کن آیین زرتشتی کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
دین زرتشت برای راستگویی اهمیت بسیاری قائل است استفاده از سوگند برای اثبات گناه متهم یا بیگناهی او بود .
2-1) منابع حقوقی آیین زرتشت
تعالیم زرتشت در کتاب « اوستا» بیان گردیده و دارای تفسیر است . استاد علامه شادروان علی اکبر دهخدا می نویسد « تفسیری بر اوستا نوشتند که آنرا « زند» است سپس شرحی بر « زند» نوشتند و آنرا «پازند» نامیدند .
کتاب وندیداد قانون ضد دیوان به شمار می آید واژه « وستا» در لغت به معنای دانش است و «اوستا» که در واقع حرف « الف » آن را معرفه نموده است به معنای دانش دین زرتشتی است اسناد دهخدا می نویسد بعضی عقیده دارند وستا تفسیر زند است وزند صحف ابراهیم بود.
این کتاب دارای 21 نسک می باشد که جمعاً به سه بخش زیر تقسیم گردیده است و هر بخش دارای 7 فصل می باشد.
بخش اول گاتانیک باگاتایی که به معرفی اصول دین زرتشت می پردازد.
بخش دوم « مانتریک » که به بیان نمازهای لازمه برای زنده ها و مرده ها و جشن ها می پردازد بخش سوم « داتیک»
استاد فقید علی پاشا صالح در این زمینه می نویسد « استاد ممتاز ابراهیم پور داوود که اوستا را به زبان فارسی امروز درآورده است چنین گوید که از 21 نسک اوستای قدیم هفت نسک معرف به « داتیک» بوده که ضمن مطالب دیگر از مسائل حقوق بحث نموده و فقط یک نسک از هفت نسک باقی مانده که همان «وندیداد» است
«وندیدار» نزد پارسیان در حکم سفر لاویان نزد قوم یهود است و مشتمل است بر 22 فرگرد یا فصل و فقط فرگرد چهارم درباره عقود ، خلف عهد و بیداد و جزای اعمال است.
3-1) مفهوم لغوی و اصطلاحی «وندیداد»
استاد دکتر موسی چوان در این زمینه می نویسد « مجموعه قوانین زرتشت در اصطلاح اوستا به نام « وندیداد » موسوم است واژه وندیداد از سه لفظ سانسکریت ترکیب یافته که به شرح زیر است :
1-واژه « وی VI» به معنای « ضد دشمن » می باشد.
2-واژه «دیو daevo» به معنای « دیو و عفریت» می باشد.
3-واژه « داد یا داتم datem»به معنای « قانون » میباشد.
این سه لفظ مجموعاً «وی دیوداتم» یا وندیداد به معنای « قانون ضد دیو یا قانون ضد دشمن دیو» می باشد واژه های دادگستری ، دادگاه نیز از ریشه واژه « داد datem» اقتباس گردیده است ،دادگستری محلی است که قانون را گسترش می دهد و دادگاه یعنی محلی که بر اساس قانون حکم صادر می کند.
استاد دکتر پرویز صانعی در مورد « وندیداد »نوشته است « کتاب وندیداد که در واقع مجموعه قوانین دین زرتشت در دوره ساسانی است جرائم گوناگون را با تازیانه ، مجازات می کند »
اکنون بمنظور بررسی عنصر روانی جرم قتل ، مجموعه قوانین زرتشت یا « وندیداد » را مورد بررسی قرار می دهیم.
الف – بررسی عنصر روانی جرائم قتل ، ضرب و جرح در « وندیداد»
مطالعه و تحقیق در فرمانهای وندیداد نشان می دهد که ایرانیان باستان به آزادی و حقوق فردی انسان احترام می گذاشتند و وارد آوردن کمترین صدمه ای به تن آدمی را به شدت ناروا می شمردند بحث جرائم علیه تمامیت جسمانی اشخاص از قبیل اواع ضرب و جرح و مجازات آن در بندهای 17 تا 44 فرگرد چهارم وندیداد بیان شده است . شدیدترین جرائم و مجازاتها در بندها ی42-40 ذکر شده که ترجمه آن به شرح زیر است .
بند 40 - ای آفریننده ، جهان جسمانی وای مقدس بگو بدانم ، هرگاه شخصی به دیگری چنان ضربت وارد نماید که بیهوش شود کیفر وی چه خواهد بود.
اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : کیفر وی بود ضربه تازیانه اسپاسه و نود ضربه تازیانه سروشه خواهد بود
بند 41 – این جرم هرگاه در مرتبه دوم ارتکاب شود کیفر وی چه خواهد بود.
اهورا مزداد پاسخ داد و گفت : این جرم در مرتبه دوم به پشوتن تبدیل می شود و دویست ضربه تازیانه اسپاسه و دویست ضربه تازیانه سروشه را سزاوار خواهد بود.
بند 42- هرگاه کسی به دیگری چنان ضربت زند که او را بیهوش نماید کیفر وی چه خواهد بود اهورا مزدا پاسخ داد و گفت : این جرم به پشوتن و تبدیل می شود و دویست ضربه تازیانه اسپاسه و دویست ضربه تازیانه سروشه را سزاوارخواهد بود.
تا بررسی بندهای 40 تا 42 فرگرد 4 وندیداد چنین بنظر می رسد.
1-در بند 40« جرم ایراد صدمه منتهی به بیهوشی مجنی علیه » پیش بینی دشه که مجازات آن 18 ضربه شلاق است در صورتی که شخصی محققاً مرتکب همین جرم شود به استناد بند 41 مرتکب به مججازات 400 ضربه شلاق محکوم می گردد بعبارت دیگر تعدد و تکرار جرم که در حقوق جزای امروزی یکی از عوامل تشدید مجازات می باشد در آن دوران پیش بینی شده بود
1-2- جرم مذکور در یند 40 عیناً در بند 42 تکرار شده در صورتیکه مجازات از 180 ضربه به 400ضربه افزایش یافته است راه حلی که برای توجیه افزایش مجازات بنظر می رسد این است که تفاوت مجازاتهای مندرج در بندهای مذکور ناشی از نوع جرم ارتکابی بر حسب عنصر روانی مورد نظر بوده بنحوی که جرم مذکمور در بند40 ناشی از سهل انگاری فاحش ولیکن جرم مذکور در بند 42 توام با سوء نیبت یا قصد مجرمانه متهم باشد.
1-در فرگرد چهارم وندیداد پیرامون جرم قتل صراحتاً مطالب مشاهده نمیشود لذا بمنظور یافتن پاسخ ابتدا ابواب دیگر وندیداد سپس نظر نویسندگان کتابهای تاریخی و حقوقی مورد بررسی قرار می گیرد.
با بررسی کلیه ابواب وندیداد ملاحظه می شود در زیر بند چهارم آمده است :
اگر مزدا پرستان کالبد مرده را با یک سال از کته یا دخمه « گور» بیرون نبرند سزای آنان برابر سزای کسی است که مرد پارسایی را بکشد که سزای چنین کسی « مرگ ارزاین » یعنی اعدام است .
با عنایت به نحوه انشاء مطلب فوق بنظر می رسد قتل عمد برای مرتکب آن مجازات اعدام است لذا به منظور بررسی دقیق اهمیت عنصر روانی رم قتل و تأثر آن در جرم انگاری با توصیف مجرمانه انواع قنا، مسئولیت جزایی و مجازات ، نظرات نویسندگان کتابهای تاریخی و حقوقی در این بررسی مورد تحقیق قرار میگرد.
ب – نظر محققین در مورد عنصر روانی جرم قتل
گروهی از محققین عقیده دارند وندیداد مجموعه ای از قواعد رسمی است که در آن جرم انگاری انواع قتل و تأثیر آن در میزان مجازات پیش بینی شده است .
یکی از محققین در این زمینه می نویسد : « گناهان در دین زرتشت به سه دسته تقسیم شده اند .
1-گناهانی که جبران ناپذیر بوده به هیچ وجه قابل بخشایش نیستند . این گناهان عبارت بوده از قتل عمد ، سقط جنین – زنا – غلام بارگی هر کس حق داشت مرتکبین این جرائم را در حین ارتکاب به قتل برساند.
2-گناهانی که پادافره آنها توبه و استغفار است.
3-گناهانیکه کیفر آنها انجام کارهای نیک یا نتبیهات بدنی بوده است.
همچنین پروفسور کریستن سن چنین می نویسد :« وندیداد مجموعه ای از قواعد رسمی است و مشتمل بر مسائل مربوط به نمدی و تجاوز و قتل که نسبت به مخلوقات اهورائی ( مانند انسان – سگ – بیدستر ) مرتکب شوند»
از تحقیقات و بررسی هائی که محققین در زمینه تاریخ ایران باستان به عمل آورده اند معلوم می شود که « جرم قتل » در اوستا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و تصمیم قبلی قاتل در ارتکاب جرم تهیه وسیله ارتکاب جرم و نوع قتل ازتکابی در شدت و ضعف مجازاتها تأثیر به سزایی داشته و مورد نظر بوده است .
طبق قانون اوستا قاضی مکلف بود در موقع رسیدگی این نکات را روشن نماید و سپس حکم صادر کند.
1-جرم از روی قصد و وجدان ارتکاب شده است یا نه ؟
2-از روی اجبار این جرم مرتکب شده یا اختیار؟
3-اولین دفعه است که مجرم مرتکب جرم شده یا سابقه تکرار جرم دارد؟
اعدام در مورد مرتکبین قتل و … اجرا می گشت .
بر حسب مندرجات اوستا نطفه چهارماه و یک روز بعد از انعقاد عنوان جنین پیدا می کند اگر کسی جنینی را سقط می کرد گناهکار شمرده می شدو مجازاتش مجازات قتل عمد بود
همچنین گروهی از محققین و حقوقدانان در نتیجه تحقیقات و مطالعات تاریخی و حقوقی خود اظهار داشته اند که در دوران هخامنشیان و ساسانیان به عنصر روانی جرم قتل اهمیت فراوانی داده می شده است و برحسب نوع قتل ارتکابی ، مسئولیت کیفری و مجازات قاتل تفاوت داشته است ، به نحوی که در آن دوران طبق مقررات جاری ، مرتکب قتل عمدی به مجازات اعدام و مرتکب قتل خاطایی به مجازات شلاق محکوم می شده است.
در ایران باستان پادشان هخامنشی و ساسانی قوانین و فرامین خود را طبق اصول اوستایی بیان می کردند فرمان داریوش در زمینه جرائم علیه تمامیت جسمانی قابل دقت است در کتبیه نقش رستم چنین آمده است.
« داریوش بزرگ می گوید هر کس آزاری برساند مطابق آزاری که رسانیده است تنبیه می کنم و هرگز اتفاق نیفتاده است که کسی آزاری کرده است تنبیه نشده باشد»
استاد دکتر صانعی در این زمینه مرقوم فرموده است « حقوق ایران در دوره باستان جنبه مذهبی داشت ویل دورانت در تشریع مجازاتهای دوره هخامنشی پس از تأیید این مطلب که « قانون کشتن اشخاص را در برابر بزه کوچک حتی بر شخص شاه ممنوه کرده بود ه، چنین می نویسد خیانت به وطن و هتک ناموس و کشتن و … کیفر مرگ داشت در اینگونه حالات گناهکار را مجبور می کردند زهر بنوشد یا او را به چهار میخ می کشیدند یا به دار می آویختند و سنگسارش می کردند … هر کس دیگری را به خطا می کشت مجازاتش 90 ضربه تازیانه بود.»
4-1) بررسی جرائم در نامه تنسر
نامه تنسر یکی از اسناد مهم درباره اوضاع سیاسی ، اجتماعی ، اداری و دینی ایران در دوره ساسانیان است و نشان دهنده آن است که « در زمان ساسانیان حقوق و قضا رابطه بسیار نزدیکی با دین داشته است . در این نامه در زمینه جرائم و مجازاتها آمده است « بدان که عقوبات بر سه گناه است»
یکی میان بنده و خدای عزاسمه که از دین برگردد و بدعتی احداث کند در شریعت
یکی میان رغیب و پادشاه ، که عصیان کند یا خیانت و غش ( که تمرد و عصیان و خیانت و طغیان نماید)
یکی میان برادران دنیا که (یکی ) بر دیگری ظلم نماید»
با بررسی نامه فوق که به عنوان یکی از اسناد دوره ساسانیان در مورد حقوق و قضا می باشد ، ملاحظه می شود یکی از جرایمی که پیش بینی شده است ، جرائم میان افراد جامعه است که جرم قتل یکی از آن جرائم محسوب می شود بنابراین جرائم قتل ، ایراد ضرب و جرح از جمله موضوعاتی بوده است که در دستگاه قضایی ساسانیان مورد رسیدگی قرار می گرفت . یکی دیگر از ویژگی های حقوقی دوره ساسانیان توجه به سن مجرمین بود که تأثیر مهمی در مسئولیت جزائی اشخاص داشت کودکان از مسئولیت جزایی معاف بوده و نوجوانان دارای مسئولیت تخفیف یافته بودند.
یکی از محققین در این زمینه می نویسد : « یکی از خصوصیات قانون جزای دوره ساسانی این بوده که بین سن مجرمین فرق گذارده است یعنی مجازات اشخاص رشید و سغار و همچنین بین صغار 7 و 8 ساله را با صغار از 8 تا 16 ساله تفاوت قائل شده است صغار 7 تا 8 ساله مسئولیت جزایی ندارند و از 8 تا 16 سال بمجازات خفیف تر ( تأدیبی ) از آنچه برای اشخاص رشید معین شده است می رسند قیم و ولی در مواردی که امر در اثر تقصیر آنها باشد مسئول خسارات بوده و در بعضی موارد هم مجازات می شدند . را مطالعه مطالب مذکور استنباط می شود کودکان زیر 8 سال از مسئولیت جزایی مبری بودند و نوجوانان تا 16 سالگی دارای مسئولیت جزایی تخفیف یافته بودند افراد بالای 16 سال ، در صورت ارتکاب جرم ، از مسئولیت کیفری کامل برخوردار بودند ، و مجازات می شدند بنابراین هر گاه شخصی مرتکب جرم قتل می شد . در رسیدگی های قضایی ، قبل از هر چیز ، به سن مرتکب جرم توجه می شد ، در صورتی که از رشد جزایی برخوردار بود ، مقامات قضایی درباره مجازات او تصمیم می گرفتند . البته یکی از موضوعاتی که در اعمال مجازاتها در نظر گرفته می شد، «شخصیت مجرم » بود که در قسمت بعدی توضیح داده می شود.
5-1) رعایت « اصل فردی کردن مجازاتها»
یکی از اصول پیشرفته ای که در حقوق جزای ایران باستان جاری بوده « اصل فردی کردن مجازاتها است در دوران معاصر به منظور تنظیم سیاست جنایی جهت اصلاح جامعه ، اشخاص بزهکار و پیشگیری از وقوع جرم اصل فردی کردن مجازاتها ، از اهمیت زیادی برخوردار است.
در این زمینه استاد دکتر صانعی می فرمایند « امروزه فردی کردن مجازاتها یکی از هدفهای اساسی حقوق جزارا تشکیل می دهد »
بنابراین مجازات بعنوان واکنش اجتماعی با توجه به خصوصیات و تفاوتهای جسمانی ، روانی و اجتماعی اشخاص ، به نحو متفاوتی در مورد افراد بزهکار از جمله مرتکبین قتل اجرا می شد در هنگام رسیدگی به جرم متهم ، کارهای نیک و خدمات او را به حساب می آوردند.
صاحب نظران حقوقی و تاریخی در این زمینه می نویسند : « در اعمال مجازاتها بر افراد مجرم توجه می کردند یعنی اگر شخصی مرتکب جرمی شده بود و اعمال و کارهای نیکی نیز قبلاً داشته ، در هنگام صدور حکم آن کارهای نیک را نیز در نظر می گرفتند »
هرودوت در باره این رسم حقوقی چنین می نویسد « پادشاه شخصاً برای یک تقصیر کسی را به مرگ محکم نمی کند و هیچیک از ایرانیان نبایستی بنده ای را بر اثر یک گناه به اشد مجازات برساند ( مگر ) بعد از آنکه فکر کرده کارهای بد بزهکار را متعددتر و مهم تر از خدمات انجام شد او یابد و دیگر .
شادروان حسن پیرنیا( مشیر الدوله ) درباره کیفیت صدور حکم مجازات اعدام در ایران باستان چنین می نویسد : « اگر کسی در مرتبه اول مرتکب جنایتی شده بود حکم اعدام صادر نمی شد و این قاعده در عال قدیم از خصایص ایران است اگر کارهای بد او برتری دارد مجازات می شد .
نتیجه :
1-مجموع تحقیقات و بررسی ها نشان می دهد که در آیین زرتشت و ایران باستان « عنصر روانی جرم قتل « اهمیت زیادی داشت.
2-بر مبنای عنصر روانی ، جرم انگاری با توصیف مجرمانه انواع قتل شامل « قتل عمد » و « قتل خطائی » پیش بینی شده و سیاست جنائی بین مرتکبان جرائم عمدی و غیر عمدی تفاوت قائل شده بود.
3-هر یک از انواع قتل ، مجازات جداگانه ای داشت ، به نحوی که برای ارتکاب قتل عمدی توسط اشخاص مسئول ، مجازات اعدام و برای ارتکاب قتل غیر عمدی 90 ضربه شلاق پیش بینی شده بود .
4-کودکان کمتر از 8 سال از مسئولیت جزائی مبری و از مجازات معاف بودند ، نوجوانان تا 16 سال دارای مسئولیت جزایی تخفیف یافته بودند و افراد بالای سن 16 سال دارای مسئولیت جزائی کامل بودند .
5-در اعمال مجازاتها بسیاریاز اصول پیشرفته حقوق جزای معاصر از جمله بنام « فردی کردن مجازاتها» رعایت می شد لذا شخصیت مرتکب جرم در اعمال مجازاتها نقش تعیین کننده ای داشت .
بخش دوم – بررسی عنصر روانی جرم قتل در آیین یهود
1-2)منابع حقوقی آیین یهود
حضرت موسی (ع) یکی از پیامبران اولوالعزم است که چندین قرن قبل از پیامبر اسلام (ص) از سوی خداوند متعال به پیامبری مبعوق شد و احکام شریعت حضرت موسی (ع) در کتابی بنام تورات بر او نازل شد که به انی موضوع در آیات مختلف قرآن کریم تصریح شده است .
کتاب تورات پس از مدتی از بین رفته است ، امروزه برای پی بردن به احکام شریعت موسی (ع) از جمله بررسی عنصر روانی جرم قتل و تأثیر آن در مسئولیت کیفری و میزان مجازات به کتابهای عهد عتیق و « تلموذ» مراجعه می شود که توسط علماء یهود نوشته شده است.
پیروان آیین موسی (ع) « یهود» نامیده می شوند ، مرحوم دهخدا به نقل از نفانس الفنون می فرماید : « ایشان هفتاد و یک فرقه اند »
کتاب تلموذ ، به اسارت ملت یهود به دست بخت النصر دوم اشاره می نماید و از او به نام رئیس جلادان نام می برد و همین منبع یادآورد می شود در تنظیم توراتی که عرزاسوفر در تدوین آن بیشترین خدمت را کرده مجموعه قوانین حمورابی اثر داشته است . دانشمندان درباره این مسئله که کبیسه ها در زمان اسارت در بابل تأسیس یافته اند اتفاق نظر دارد.
از تلموذ یعنی مهمترین کتاب تشکیلات دین یهود به خوبی می توان استنباط کرد که بعد از اسارت ملت یهود در بابل و حتی قبل از آن هم کتابی که مستقیماً از موسی (ع) به ملت یهود رسیده باشد وجود نداشته و تورات تحقیقاً بعد از فتح بابل بدست کوروش کبیر تنظیم گردیده است . در تنظیم اصول مقرر به کتاب تورات از اصول منشور حمورابی که در آن زمان یکی از منابع مسلم علمای یهود بود نهایت درجه استفاده به عمل آمده است .
کتاب عهد عتیق دارای قسمتهای مختلفی است که مطالب اصلی احکام یهود در اشعار زیر بیان گردیده است .
1- سفر بیدانس 2- سفر خروج 3- سفرلاویان 4- سفر اعداد
5- سفر تشنه
2-2) نخستین قتل ناحق در تاریخ بشر
کتاب « عهد عتیق» در مورد اولین قتل ناحق چنین می نویسد « قائن (قابیل ) فرزند آدم (ع) هدیه ای نزد خداوند آورد که قبول نشد ولی هابیل برادر کوچکترش هدیه ای نزد خداوند آورد و خداوند آن را پذیرفت قائن از این واقعه به شدت ناراحت شد و سپس هابیل را در صحرا کشت .علامه فقید سید محمد حسین طباطبائی مفسر کبیر قرآن ، این واقعه را به بیان دیگر از تورات عربی به شرح زیر عنوان می کند.
« قائن از میوه های زمین قربانی برای خداوند تقدیم نمود هابیل هم از گوسفندان جوان و فربه تقدیم نمود ، خداوند به هابیل و قربانی اش نظر افکند ولی به قائن و قربانی اش نگاه نکرد قائن سخت ناراحت شد ، اگر نیکی کنی آیا بالا نمی روی ، و اگر نیکی نکنی در گناه مستقر … قائن را برادرش هابیل سخن گفت و چنین اتفاق افتاد که وقتی آن دو در مجلسی بودند قائن بر برادرش هابیل قیام کرده او را کشت .
با توجه به مطالب مذکور دو نکته به نظر می رسد .
1-اولین قتل ارتکابی در تاریخ بشریت قتلی است که توسط فرزند حضرت آدم ابوالبشر واقع شده است .
2-قتل مذکور از نوع قتل عمد همراه با تصمیم قبلی بود که قاتل در اثر ناراحتی و دشمنی نسبت به برادرش وی را کشت .
3-2) ممنوعیت ارتکاب قتل به ناحق
کشتن انسانهای بیگناه و ارتکاب قتل از جمله جرائمی است که از دیدگاه شریعت موسی (ع) مورد نهی قرار گرفته و به عنوان عمل ممنوعی شناخته شده است.
در این زمینه در سفر خروج آمده است « قتل مکن ، زنا مکن ، دزدی مکن ، بر همسایه خود شهادت دروغ مده ، به خانه همسایه خود طمع مورز…»
کشتن به ناحق هر شخصی ، در حکم کشتن همه انسانهای جهان بیان شده و تلاش برای حیات نجات یک نفر از مرگ ، در حکم نجات جان همه اشخاص بیان شده است در کتاب تلموذ آمده است « ادم ابوالبشر در آغاز خلقت به صورت یک فرد تنها آفریده شد ، تا این درس را به ما تعلیم دهد ، که هر کس جان انسانی را تباه سازد و او را هلاک کند ، تورات در حق او چنین حکم می کند که گویی همه جهانیان را نابود کرده است و هر کس جان انسانی را از نابودی نجات بخشد ، تورات درباره او چنین حکم کرده که گویی همه جهانیان را نجات داده است . شما بگویی ( از آنجا که مسئولیت این قدر سنگین است ) پس چرا این دردسر را برای خود بسازیم.
4-2) انواع جرم قتل بر حسب عنصر روانی
کتاب تورات انواع قتل را در « سفر اعداد » به این شرح آورده است . این شش شهر برای شما ملجا باشد (14) هر که شخصی را سهواًکشته باشد و به آنجا فرار کند و اگر او را با آلت آهنین زد و مرد او قاتل است (17) و قاتل البته کشته شود و اگر او را با دست خود به سنگی زد که از آن (18) کسی کشته شود بزند تا بمیرد وقاتل البته کشته شود (19) و اگر او را به چوبدستی که با آن کسی کشته شود ، بزند تا بمیرد وقاتل است و قاتل البته کشته شود(20) ولی خون ،خود قاتل را بکشد هرگاه با او برخورد او را بکشد و اگر از روی بغض (21) او را با تیغ زد که مرد آن زنده چون که قاتل است البته کشته شود(22) هر که شخصی را بکشد پس قاتل به گواهی شاهدان کشته شود، و هیچ فدیه به عوض جان قاتل که مستوجب قتل است مگیرید بلکه ا و البته کشته شود (30)
با دقت در نقل قول مذکور ملاحظه می شود که در کتاب عهد عتیق موضوعات زیر پیش بینی شده است:
1-انواع قتل شامل الف – قتل عمدی و ب – قتل خطایی
2-مجازات قصاص برای ارتکاب قتل عمدی
3-ممنوعیت دریافت دیه در قتل عمدی
همچنین در این مورد در کتاب تلموذ آمده است هنگامی که وقوع قتل برای دادگاه ثابت شود ، یکی از این دو مجازات را درباره شخص محکوم اجرا می کنند تبعید به شهر پناهگاه ( سفر اعداد فصل 35) در صورتی که قتل سهواً و بر اثر تصادفی که در نتیجه سهل انگاری و تقصیر متهم است رخ نداده باشد و یا اجرای حکم اعدام در موردی که آدم کشی عمدی بوده ، یا در نتیجه سهل انگاری با نیت جنایتکارانه اتفاق افتاده باشد
با دقت در مطالب مذکور استنباط میشود:
1-بر اساس کتاب تلموذ به اعتبار عنصر روانی ، سه نوع قتل پیش بینی شده است که عبارتند از :
الف : قتل عمدی
ب : قتل در اثر سهل انگاری با نیت جنایتکارانه که بار مرتکب آنها، مجازات اعدام پیش بینی شده است .
ج- قتل خطایی
این قتل در اثر خطای مرتکب و بدون سهل انگاری فاحش و همراه با نیت جنایتکارانه است که برای مرتکب آن مجازات تبعید پیش بینی شده است .
2-طبق کتاب تورات جرم قتل بر مبنای عنصر روانی به دو نوع تقسیم شده است که عبارتند از
الف – قتل عمدی
ب – قتل خطایی
در قسمت بعدی بعضی از مصادیق مهم و برجسته هر یک از انواع قتل به عنوان نمونه از کتابهای عهد عتیق و تلموذ بیان میگردد.
5-2) مصادیق مهم قتل عمدی
هرگاه شخصی به یکی از روشهای زیر مرتکب قتل شده باشد در این صورت قتل عمدی محسوب می شود :
1-ایراد صدمه منتهی به مرگ با وسیله آهنین
2-ایراد صدمه منتهی به مرگ با پرتاب سنگ
3-ایراد صدمه منتهی به مرگ با چوبدستی که غالباً کشنده باشد
4-ایراد صدمه منتهی به مرگ با تیغ یا شیء برنده
5-ادای شهادت دروغین منتهی به صدور حکم اعدام
6-سهل انگاری در نگهداری گاوی که عادت به شاخ زدن دارد و در اثر شاخ زدن شخصی را کششته باشد ، در این صورت گاو سنگسار می شود و صاحبش نیز کشته می شود.
6-2) مصادیق مهم قتل خطایی :
بعضی از موارد مهم و برجسته قتل خطایی به عنوان نمونه در زیر بیان می شود
1-قتل ناشی از ایراد صدمه غیر عمدی منتهی به مرگ بدون دشمنی قبلی
2-قتل ناشی از افتادن بام غلتان بر روی عابر
3-قتل ناشی از اصابت قطعه چوب که در حین کار بر اثر ضربه به تیر جدا شده است .
4-قتل ناشی ازاصابت آهن تیری که در حین کار از دسته اش جدا شده است .
5-قتل ناشی از ضربات شلاق اضافی مأمور اجرای حکم
( حتی اگر مأمور اجرای شلاق یک ضربه زیادتر از حد لزوم بزند و محکوم علیه در اثر آن بمیرد )
7-2) مصداق قتل در اثر سهل انگاری با نیت جنایتکارانه :
همان طور که در بحث انواع جرم قتل بر مبنای عنصر روانی بیان شد ، ملاحظه می شود در آیین یهود به استناد کتاب تلموذ نوعی قتل در اثر سهل انگاری با نیت جنایتکارانه پیش بینی شده که برای مرتکب ، مجازات اعدام در نظر گرفته شده است با تحقیق در مصادیق قتل به نظر میرسد « قتل دشمن از روی سهو» تنها موردی که برای این نوع قتل ذکرشده به شرح زیر است :
ربی یوسه می گوید « یک دشمن ( که دشمن خود را ظاهراً از روی سهو کشته باشد ) اعدام می شود . زیرا اون به عنوان شخصی که علاقه به صدمه زدن به دشمن خود دارد شناخته شده است . ربی شیمعون می گوید : دشمن ( اگر دشمن خود را کشته باشد )، گاهی تبعید می شود و گاهی نمی شود قاعده کلی چنین است هر گاه بتوان گفت که او دشمن خود را عمداً کشته است تبعید نمی شود ولی اگر بتوان گفت که او از روی سهو مرتکب قتل شده است تبعید می گردد.
با عنایت به مطالب مذکرو به نظر می رسد که در زمینه مجازات مرتکب قتل در اثر سهل انگاری یا نیتجنایتکارانه ، دو نظریه وجود داشته است.
نظریه اول – هر گاه شخصی به دشمن خود صدمه زده و او را از روی سهو کشته باشد هر چند قصد کشتن وی را نداشته ولکن در اثر سهل انگاری یا نیت جنایتکارانه مرتکب قتل شده است به مجازات اعدام محکوم می شود.
نظریه دوم – هرگاه شخصی ، دشمن خود را از روی سهو کشته باشد به مجازات تبعید محکوم می شود.
8-2) ضابطه تشخیص تحقق قتل عمد
با مطالعه مطالب مندرج در کتاب تورات - « سفر اعداد» و کتاب تلموذ بنظر می رسد برای تحقق قتل عمدی وجود یکی از شرایط زیر پیش بینی شده است :
1-در صورتی که قاتل قصد کشتن مجنی علیه را داشته باشد ، به عبارت دیگر قاتل در ارتکاب قتل سوء نیت داشته باشد.
2-قاتل ، قصد ایراد صدمه داشته و با وسیله کشنده از قبیل آهن یا سنگ صدمه ای وارد نماید که منجر به مرگ مجنی علیه شود و بدین ترتیب عمل نوعاً کشنده مرتکب شده باشد.
3-در نگهداری و مراقبت از حیوانات صدمه زننده مانند گاو سهل انگاری فاحش نموده که در نتیجه این حیوانات با ایراد صدمه کسی را بکشند.
9-2) – مجازات قتل عمدی
با بررسی در میزان مجازاتها در آیین یهود ، ملاحظه می شود که دو نوع مجازات برای ارتکاب قتل عمدی پیش بینی شده است ، که عبارتند از الف – قصاص ب – حبس ابد
الف – قصاص
سفر اعداد مجازات قاتل عمدی را قصاص ذکر نموده و در این زمینه آمده است « صاحبان خون و مجنی علیه تکلیف دارند که فدیه یا خون بها نگیرند بلکه هرجا قاتل را بیابند وی را بکشند ، به عبارت دیگر آیینیهود حق سازش و بخشش قاتل را از صاحبان خون سلب نموده است و تکلیف را کشتن قاتل می داند.
همچنین در سفر خروج آمده است « هر کس انسانی را بزند و او بمیرد ، یا هر کس از روی عمد و مکر شروع در قتل کسی کند یا پدر و مادر کسی را بزند ، او کشته خواهد شد.
اصل قصاص نفس در شریعت موسی (ع) پذیرفته شده و احکام آن در تورات بیان شده و سنگینی مجازات قتل ناشی از جلال و عظمت مقام انسان و ویژگیهای خلقت وی ذکر شده است در این زمینه در سفر تکوین آمده است .
« انتقام جان انسان را از دست برادرش خواهم گرفت ،هر که خون انسان ریزد خون وی به دست انسان ریخته شود ، زیرا خداوند انسان را به صورت خود ساخت.
ب – مجازات حبس ابد
به استناد کتاب تلموذ برای مرتکب قتل عمدی در یک مورد مجازات حبس ابد تعیین شده و در این زمینه آمده است :
« در این مورد یک قاتل عمد محکوم به حبس ابد می شود کسی که مرتکب قتل عمد شده باشد لکن هنگام ارتکاب در صحنه جنایت شاهدی ناظر بر این قتل نباشد او را در زندان می کنند و به وی نان ضیق و آب محنت ،(اشعیاء 30 :20) می دهند ،میشنا سنهدرین ، 9 : 5) گمارا این نکته را این طور مورد بحث قرار می دهد : از کجا می دانیم ( که او مجرم است ، در صورتی که گواهان ناظر بر جنایت او نبوده اند ؟) راو گفت : این برای موردی است که ( گواهان شهاد جرم او بوده اند لکن ) گواهی آنان از هم گسیخته است شموئل گفت : این برای موردی است که گواهانی شاهد جنایت بودهاند لکن در حین ارتکاب قتل اخطار لازم را به قاتل یادآوری نکرده باشند دانشمند دیگری می گوید : این برای موردی است که در بازجوئی از شهود ، تضاد و تناقض بین اظهارات ایشان مشاهده شود ولی در هفت پرسش اصلی ( درباره زمان و مکان جنایت) پاسخهای آنان با هم مطابق باشد.
10-2) مرجع صالح رسیدگی کننده به جرم قتل عمد
در آیین یهود تصمیم گیری درباره تشخیص قتل عمدی و صدور حکم محکومیت بر عهده دادگاهی متشکل از 23 قاضی بوده است که اتفاق نظر اکثریت آنها یعنی حداقل 13 نفر برای صدور حکم محکومیت ضرورت داشت و مرتکب قتل عمدی به مجازات گردن زدن با شمشیر محکوم می شد.
11-2) لزوم اخطار شهود قبل از ارتکاب قتل
همچنین در تلموذ بیان شده که شهود حاضر در سحنه قتل باید قاتل را متوجه ارتکاب قتل نموده و وی را از وقوع قتل منصرف کنند، در غیر این صورت قاتل قصاص نمی شود.
در این باره آمده است : « طبق قانون تلموذ ، واجب است که گواهان به شخصی که می خواهد مرتکب جنایتی شود اخطار کنند که عملی که او در شرف انجام دادن آن می باشد یک جنایت است ، و مجازات آن چنین و چنان خواهد بود مقصود از این اخطار این است که تفاوت گذاشته شود بین شخصی که از روی سهو عمل می کند و کسی که جنایتی را عمداً مرتکب می شود.
بنابر این در آیین یهود برای ارتکاب قتل عمدی دو نوع مجازات پیش بینی شده است که حکم آن توسط دادگاه صادر می شود :
1-مجازات اعدام از طریق گردن زدن با شمشیر
2-مجازات حبس ابد
با توجه به مطالب مذکور استنباط می شود مجازات حبس ابد وقتی برای مرتکب قتل عمدی تعیین می شود که دو نفر شاهد در صحنه وقوع قتل حضور نداشته باشند تا به قاتل تذکر دهند و یا شهود فاقد شرایط و خصوصیات لازم برای ادای شهادت باشند.
12-2) ضابطه تشخیص قتل خطا
یکی دیگر از انواع قتل که در آیین یهود پیش بینی شده ، قتل خطایی است در این زمینه در سفر تتیه آمده است :
-کسی که صاحب و همراه خود را بدون علم بزند در حال یکه با او دشمنی نداشته است نه از دیروز و نه پیش از آن و کسی که با همراه خود به صحرای دشوار و ناهموار برای فراهم آوردن هرم برودو تبر را پائین آورد تا هیزم را بکند و آهن تبر از چوب آن جدا شده به رفیق او بخورد و او بمیرد بر او لازم می شود به یکی از آن شهرها که موسی ( برای قاتلان ) احداث و بنا کرده است بگریزد ، تا صاحب خون ( ولی دم ) از پشت سر او ( به دنبال او ) بدود تا هنگامی که راه دور است و قلب او را داغی و طپش خسته شده به چنگ ولی دم افتد و به دست او کشته شود.
بنابراین بنظر میرسد با توجه به مطالب مذکور و مصادیق مهم قتل غیر عمدی شرایط این قتل عبارتند از :
1-مرتکب قصد ایراد ضربه به مجنیعلیه را نداشته باشد
2-مرتکب دشمنی با سوء نیت قبلی یا مجنی علیه نیز نداشته باشد.
بنابراین هرگاه شخصی بدون قصد کشتن و سوء نیت قبلی صدمه ای به دیگری وارد آورد یا بی آنکه قصد ایراد صدمه ای را داشته باشد ، از روی سهو به دیگری صدمه ای بزرند که منجر به قتل وی شود ، همان طور که قبلاً گفتیم ، این جرم قتل مستقلی از نوع قتل خطایی یا غیر عمدی محسوب می شود.
13-2) مجازات قتل خطایی
در آیین یهود هرگاه شخصی مرتکب قتل خطایی می گردید ، باید به یکی از شهرهای حرام که محل امنی بوده ، پناه ببرد و برای مدتی از آنجا خارج نشود تا صاحبان خون ، قاتل را مشاهده نکنند در غیر این صورت ولی دم حق داشت از قاتل انتقام بگیرد.
در این زمینه در سفر خروج آمده است « کسی که تعمد نداشته باشد بلکه خدا مرگ را به دست او واقع ساخته باشد ، برای او مکانی را قرار می دهیم که به سوی آن بگریزد»
همچنین « بر او لازم می شود یکی از آن شهرها که موسی (ع) ( برای قاتلان ) احداث و بنا کرده است بگریزد تا صاحب خون از پشت سر او ندود تا هنگامی که راه دور است و قلب او از دغی و طپش خسته شده به چنگ ولی دم افتد و به دست او کشته شود.
کتاب تلموذ در این زمینه می نویسد : « پدر به خاطر 0 قتل سهو) پسرش محکوم به تبعید می شود و به همین نحو پسر را نیز به خاطر قتل غیر عمد پدرش تبعید می کنند همه کس به خاطر قتل سهو یک یهودی تبعید می شود ، و یهودی نیز برای قتل غیر عمد آنان تبعید می گردد به استثنا ء « گرتوشاو» - وقتی که « گرتوشاو» سهواً کشته شود ، قاتل او تبعید نمی شود شاید بدین جهت که خون خواهی که انتقالم مرگ از را بگیرد وجود ندارد ، و در نتیجه احتیاجی نیست که قاتل در شهر پناهگان بست بنشیند – یگ گرتوشاو به خاطر قتل غیر عمد گرتوشاو دیگر تبعید می شود .
البته مواردی وجود دارد که ایراد صدمات وارده منجر به وقوع مرگ شود ، ولیکن مرتکب ، فاقد مسئولیت کیفری و به مجازات تبعید محکوم نمی شود ، که آن موارد عبارتند از :
الف – بدری ، پسر خود را به منظور تأدیب بزند
ب- معلمی شاگرد خودرا تنبیه کند
ج – مأمور اجرای احکام مجازات شلاق را بر طبق حکم دادگان اجرا نماید ( اگر در موارد فوق مضروب در هنگام ضرب بمیرد ، ضارب ) تبعید نمی شود .
با بررسی موارد مذکور ملاحظه می شود در هر سه مورد فاعل قصد کشتن مجنی علیه را نداشته است و عمل انجام شده نیز کار مشروع و قانونی بوده است ولیکن منجر به سلب حیات مجنی علیه شده که این نتیجه مورد نظر فاعل نبوده است در این صورت فاعل ، هیچ گونه مسئولیت کیفری و
مجازات ندارد
به نظر می رسد علی رغم این اصل که هیچ کس برای کاری که بدون قصد انجام می دهد مسئولیت کیفری و مجازات ندارد و لیکن دین یهود ، استثنائی بر این اصل قائل شده و در صورت وقوع قتل خطایی ، برای مرتکب آن ، مسئولیت کیفری و مجازات قتل خطایی یکی از موارد زیر بوده است .
الف – تبعید قاتل از محل وقوع قتل به محل امن با پناه بردن وی به یکی از شهرهای امن.
ب – هدر بودن خون قاتل ، تا زمانی که مرتکب قتل به شهر امن نرسیده یا زودتر از موعد از شهر امن خارج شود صاحب خون حق دارد در خارج از شهر امن از جانی انتقام گرفته او را بکشد.
نتیجه :
1-به نظر می رسد بر مبنای عنصر روانی سه نوع قتل پیش بینی شده است که عبارتند از : الف – قتل عمدی ب – قتل در اثر سهل انگاری فاحش با نیت جنایتکارانه
ج – قتل خطایی
2-ضابطه تشخیص تحقق قتل عمدی عبارت است از « الف – در صورتی که قاتل ، سوء نیت یا قصد کشتن مجنی علیه را داشته باشد . ب – قاتل ، قصد ایراد صدمه به مجنی علیه را داشته و با وسیله ای نوعاً کشنده از قبیل آهن یا سنگ به مجنی علیه صدمه ای وارد نماید که منجر به مرگ وی شود
3- ضابطه تشخیص قتل در اثر سهل انگاری با نیت جنایتکارانه هر گاه شخصی به دشمن خود صدمه زده و او را از روی سهو کشته ، هر چند قصد کشتن وی را نداشته باشد.
4-ضابطه تشخیص قتل خطا عبارت است از ال – مرتکب ، قصدایراد ضربه به مجنی علیه نیز نداشته باشد .
5-اولیت قتل در تاریخ بشریت از نوع « قتل عمدی توأم با تصمیم قبلی » بود که توسط فرزند آدم (ع) واقع شد.
6-آدمکشی آنچنان عمل شنیعی شناخته شده که کشتن یک نفر به منزله کشتن همه افراد جامعه معرفی شده است .
7-از دیدگاه آیین یهود ، عنصر روانی جرم قتل در مسئولیت کیفری و میزان مجازات مرتکب قتل تأثیر مهمی دارد.
8-مصادیق مهم هر یک از انواع قتل های مذکور که می توان بر اساس آن ، ضوابط و شرایط تحقق هر نوع قتل را تعیین کرد ، بیان شده است .
9-برای قتل عمدی و قتل در اثر سهل انگاری با نیبت جنایتکارانه مجازات اعدام پیش بینی شده که حکم محکومیت می بایست توسط دادگاهی شامل 23 عضو با اکثریت آراء( نصف به علاوه 2) صادر شود
10-پس از صدور حکم اعدام ، قاتل به وسیله شمشیر گردن زده می شود
11-حق هر گونه صلح و سازش و دریافت خون بها از صاحبان خون سلب می شود و قصاص قاتل به عنوان تکلیف معرفی شده است.
12-برای قتل خطایی مجازات تبعید به یکی از شهرهای امن پیش بینی شده است که قاتل می بایست به یکی از آن شهرهای امن پناه ببرد البته صاحبان خون می توانند درخارج از شهرهای امن مرتکب قتل خطایی را بکشند.
بخش سوم – بررسی عنصر روانی جرم قتل در آیین مسیحیت
1-1) تاریخچه و منابع آیین مسیح
آیین مسیحیت یکی از ادیان بزرگ آسمانی قبل از آیین مقدس اسلام است ، خداوند متعال در 10 قرن قبل احکام شریعت این دین را در کتاب مقدس انجی بر حضرت عیسی علیه السلام بعنوان چهارمین پیامبر اولوالعزم نازل فرموده که این موضوع در آیاتی از قرآن کریم به تأئید رسیده است امروزه مسیحیان به گروههای پروتستان و کاتولیک تقسیم می شوند برای یافتن احکام شریعت حضرت مسیح علیه السلام از جمله اهمیت عنصر روانی جرم قتل و تقسیم بندی انواع قتل و تأثیر آن در مسئولیت کیفری و مجازات قاتل باید به کتاب مقدس « عهد جدید » شامل الف – انجیل مسی ب – انجیل مرقس ج- انجیل لوقا د- انجیل یوحنا مراجعه گردد
پیروان آیین مسیحیت از جمله اقلیتهای دینی هستند که قبل از ظهور آیین مقدس اسلام تا کنون که در کشور ایران زندگی می کنند.
قانون اساسی ایرانیان مسیحی را به عنوان یکی از اقلیتهای دینی شناخته است که آنها حق دارند در احوال شخصیه و تعلیمات دینی بر طبق آیین خود عمل کننند و لیکن در امور جرائم و مجازاتها از جمله جرائم قتل ، ایراد ضرب و جرح ، تابع قانون مجازات اسلامی هستند و طبق قوانین جزایی کشور محاکمه و مجازات می شوند .
ما در این قسمت به منظور بررسی دقیق اهمیت عنصر روانی جرم قتل و تأثیر آن در مسئولیت کیفری و مجازات قاتل ابتدا کتاب انجیل سپس نظریات محققین را در این زمینه مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهیم .
2-3) ممنوعیت ارتکاب قتل از دیدگاه آیین مسیح (ع)
در شریعت عیسی علیه السلام یکی از اعمالی که تحریم شده ارتکاب قتل است لذا در این زمینه مطالبی که در کتاب مقدس عهد جدید آمده است مورد بررسی قرار می گیرد .
در کتب مقدس آمده است که حضرت مسیح (ع) فرمود : « آنچه از آدم بیرون می آید آنست که انسان را ناپاک می سازد زیرا که از درون دل انسان صادر می شود خیالات بد و فسق و قتل و دزدی و طمع و خیانت و مکر و شهوت پرستی و خشم بد و غرور و جهالت تمام این چیزهای بد از درون انسان صادر می گردد و آدم را ناپاک می گرداند .»
بنابراین ملاحظه می شود که ارتکاب قتل بعنوان عمل زشت و شنیعی معرفی شده که ارتکاب آن سبب ناپاکی و آلودگی انسان می شود.
حضرت عیسی (ع) به جنبه های اخلاقی و معنوی زندگی اهمیت زیادی می داد و گذشت و چشم پوشی از بدیهای مردم را کار نیکویی می دانست لذا پرهیز و خودداری از ارتکاب جرائم در مسیحت یه عنوان یکی از شرایط رسیدن به حیات جاودانه شناخته شده است .
کتاب مقدس در این زمینه چنین می گوید : « حضرت مسیح به راه می رفت شخصی دوان دوان پیش او زانو زده سؤال نمود که ای استاد نیکو چه کنم تا وارث حیات جاودانه شوم ؟ عیسی بدو گفت چرا مرا نیکو گفتی و حال آنکه نیکو نیست جز فقط خدا، احکام را می دانی قتل مکن … شهادت دروغ مده ، دغا بازی مکن ، پدر و مادر خود را حرمت بدار»
با بررسی مطالب فوق استنباط می شود که ارتکاب قتل در شریعت مسیح تحریم شده است و خودداری از ارتکاب قتل به عنوان یکی از اعملا نیک و از جمله شرایط رسیدن به حیات جاودانه است .
3-3)مسئولیت قاتل و صاحبان خون در آیین مسیح (ع)
هر گاه شخصی مرتکب ایراد ضرب و جرح عمدی منتهی به نقص یا قطع عضو دیگر شود ، مجنی علیه حق انتقالم و خونخواهی ندارد ، بلکه دستور دادهشده که میان جانی و مجنی علیه صلح و سازش داده شود . در کتاب مقدس آمده است :« شنیده اید که گفته شده است چشمی به چشمی و دندانی به دندانی و لیکن من به شما می گویم تا شریر مقاومت مکنید بلکه هر که به اشاره ] گونه یا رخساره [راست تو تپانچه] سیلی [زند دیگری ]گونه چپ صورت [را نیز به سوی او بگردان
شنیده اید که گفته شده است همسایه خود را محبت نما و با دشمن خود عداوت کن اما من به شما می گویم که دشمنان خود را محبت نمایید ون برای لعن کنندگان خود برکت طلبید و به آنانی که از شما نفرت کنند احسان کنید و هر که به شما فحش دهد و جفا رساند دعای خیر کنید .
4-3) بررسی نظریه برخی از محققین
دکتر عوض احمد ادریس یکی از محققین کشور مصر چنین می نویسد دعوت حضرت مسیح به عفو و گذشت و چشم پوشی از بدیهای مردم به معنی لغو و نسخ احکام قصاص نیست … و آنچه از محروم شدن مجنی علیه از اقدام به خوانخواهی و قصاص فهمیده می شود و آنچه از محبوبیت سازش میان مجنی علیه و جانی استفاده می گردد این است که معمولاً این مصالحه و سازش با مقداری از مال تحقق می یابد زیرا این منطق قابل قبولی نیست که انسان را هم از عین حق او و هم از عوض محروم گرداند .
همچنین اندیشمندان حقوقی عقدیه دارند که آیین مسیحیت در پیشرفت حقوق جزا تأثیر مهمی داشته است که در قسمت بعدی مورد مطالعه قرا میگرد .
بر اساس مطالب مذکور به نظر می رسد این محققین عقیده دارند الف – دعوت حضرت مسیح (ع) به عفو و گذشت به معنای نسخ احکام قصاص نیست
ب – آنچه از محبوبیت سازش میان متضرر از جرم و جانی استفاده می شود این است که معمولاً در این مصالحه و سازش ،جانی مقداری مال را به متضرر از جرم پرداخت می کند تا زا خونخواهی انتقام جویی خودداری کند.
ج – آیین مسیحیت در پیشرفت حقوق جزا تأثیر زیادی داشته است .
5-3) تأثیر آیین مسیحیت در پیشرفت حقوق جزا
برخی از حقوقدانان عقیده دارند حقوق جزا در تحولات خود تحت تأثیر آیین میحیت قرار گرفته است یکی از استاتید محترم در این زمینه می نویسد : « تأثیر مهم مسیحیت در امور کیفری را می توان مخالفت با شکنجه ، ورود مفهوم مسئولیت در امور کیفری و بالاخره طرحهای اولیه اصلاح مجرمین دانست یکی از اصول مذهب مسیحیت رذفت و عشق به همنوع است مبنای دین بر دوستی گذشت ، ترحم و رأفت برقرارشده است . آقای مارک انسل در کتاب دفاع اجتماعی نوین به نقل از مایبون در مقایسه هدف از قضاوتهای مذهبی با قضاوتهای عرفی می نویسد : در قضاوت عرفی و غیر مذهبی هدف حفظ نظم و ایجاد ترسو وحشت در بدکاران و مجرمین است در صورتیکه در حاکمات و قضاوتهای شرعی همه جنبه های امور ، خاصه نجات روح مجرمین مورد نظر است .
با توجه به مطالب فوق استنباط می شود آیین مسیحیت تأثیرات مفیدی در پیشرفت حقوق جزا داشته است که مهمترین آنها عبارتند از :
1-مخالفت با شکنجه
2-ورود مفهوم مسئولیت در امور جزایی
3-طرحهای اولیه برای اصلاح مجرمین
از آنجائیکه این مفاهیم با عقل و منطق بشر سازگار است لذا نتایج مذکور مورد توجه بعضی از حقوقدانان قرار گرفته و در قوانین و مقررات قانونی کشورها تدوین شده است بنیان گذاران و طرفداران مکاتب حقوقی معاصر نیز همواره اهداف و نظریات خود را اصلاح مجرم و جامعه بیان می کنند .
با مطالعه کتاب مقدس بنظر می رسد که شریعت عیسی علیه السلام شامل تعلیمات اخلاقی است تعلمیات اخلاقی هر چند تحولی عمیق در رفتار انسانها و پیشرفت خوبی در حقوق جزا بوجود می آورد و لیکن به تنهایی نمی تواندآدمکشی ، تجاوز و ستم به حقوق افراد جامعه را کمترل نماید، لذا به همین دلیل بود که پیروان آیین مسیح از تعلیمات مسیحیت شانه خالی کردند و به مرحله قانونگذاری کلیسا روی آورند ، و مسئولی کلیسا تحت تأثیر عرف ، حقوق مردم ، مصالح و منافع خود، قانون وضع کردند . متاسفانه سختگیریهای زیادی رواج یافت و مجازاتهایی از قبیل زندان ابد ، زندان موقت ، کفاره های دینی ، راندن و طرد از کلیسا قانونی شد.
نتیجه :
بادقت و تعمق در مطالب مذکور در زمینه بررسی عنصر روانی جرم قتل در آیین مسیحیت نتیجه می گیریم .
1-سیاست جنایی آیین مسیحیت طبق کتاب انجیل ، بر مبنای جنبه های اخلاقی و معنوی زندگی استوار است و ارتکاب قتل ، عمل ممنوع و ضد اخلاقی شمرده شده ، هر چند کلیسا قرون وسطی ، در مرحله قانونگذاری ،سیاست جنائی جداگانه ای داشت .
2-تقسیم بندی انواع قتل بر مبنای عنصر روانی و تأثیر آن در مسئولیت کیفری و مجازات قاتل بطور صریح بیان نشده است ، گر چه با توجه به نحوه انشاء مطالب بنظر می رسد بحث پیرامون ارتکاب قتل ارادی و عمدی است ، زیرا انسان می تواند از ارتکاب اعمال ارادی و عمدی خودداری کند. اجتناب از اعمال غیر ارادی امکان پذیر نیست ، خودداری از وقوع قتل خطایی غیر ارادی ، خارج از اراده و قدرت انسان است رفتارهای غیر ارادی سبب نیم شودکه انسان به دلیل آنها مسئولیت جزائی داشته باشد مرتکب تقصیر ندارد و مجازات نمی شود .
3-در صورت وقوع جرم قتل به صاحبان خون دستور داده شده که از قاتل حق قصاص و خونخواهی ندارند ، بلکه باید با یکدیگر صلح وسازش نمایند .
4-به نظر می رسید بحث لغو مجازاتهای اعدام و قصاص که امروزه در بین حقوقدانان دنیا مطرح می باشد،با افکار و عقاید مسیحیت مطابقت داشته باشد.
بخش چهارم – بررسی عنصر روانی جرم قتل در آیین مقدس اسلام
1-2) تاریخچه و منابع آیین مقدس اسلام
ایین مقدس اسلام آخرین دین الهی است که احکام شریع آن در 14 قرن قبل در کتاب قرآن در مکه معظمه بر پیامبر اسلام ، حضرت محمد(ص) به عنوان خاتم النبیین نازل گردید. آن حضرت پس از بعثت دوران زندگی خود را در مکه و مدینه گذارند.
جزئیات و شرح احکام اسلام در کتابهای فقهی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است لذا بمنظور بررسی دقیق عنصر روانی جرم قتل انواع آن و نأثیر آن در مسئولیت جزایی و میزان مجازات مرتکب قتل باید به منابع معتبر فقهی مراجعه شود .
از آنجائیکه حقوق جزای ایران در زمینه جرم قتل از نظریات مشهور فقهای امامیه اقتباس شده است . لذا دیدگاه فقهی در مقالات بعدی به طور مشروح مورد بحث وبررسی قرار می گیرد . در اینجا ، جرم قتل را از دیدگاه قرآن و بطور مختصر از دیدگاه فقها مورد تحقیق و بررسی قرار می دهیم.
4-4) بررسی جرم قتل از دیدگاه قرآن
در آیات الهی قرآن کریم واژه قتل 12 مرتبه و با مشتقات آن جمعاً 170 مرتبه بکار رفته است که برخی از آیات مربوط به تشریع مقررات جرم قتل نفس می باشد همچنین بعضی از مقررات در ذیل واژه های نفس و قصاص تشریع شده است . آیات قرآن کریم که در زمینه نخستین قتل ناحق در تاریخ بشر انواع قتل بر مبنای عنصر روانی ، حرمت ارتکاب قتل عمدی و مجازات قتل عمدی است بیان می گردد.
3-4) انواع قتل بر مبنای عنصر روانی از دیدگاه قرآن
با بررسی آیات شریفه قرآن کریم در زمینه « عنصر روانی جرم قتل » ملاحظه می شود دو آیه وجود دارد که در ذیل بیان می گردد :
1-« قتل عمدی » در آیه شریفه 93 از سوره مبارکه نساء باین گردیده و احکام مربوط از جمله در ذیل آیات 178سوره مبارکه بقره و 45 سوره مبارکه مائده تصریح شده است به دلیل اهمیت موضوع متن و ترجمه آیه شریفه 93 سوره مبارکه نساء بیان می گردد:
« و من یقتل مومنا متعمدا فجز اوه جهنم خلدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعدله عدایا عظیما»
ترجمه : و هرکس فرد با ایمانی را از روی عمد به قتل برساند ،مجازات او دوزخ است ؛ در حالی که جاودانه در آن می ماند ؛ و خداند بر او غضب می کند و او را از رحمتش دور می سازد ؛ و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است .
با دقت در این آیه ملاحظه می شود که تعریفی از قتل عمدی ارائه نشده بلکه مجازات اخروی ، غضب الهی و دور شدن از رحمت الهی بیان شده است علامه فقید سید محمد حسین طباطبائی در تفسیر این آیه می فرماید :
تعمد عبارت است از اینکه انسان قصد کاری کند به همان عنوانیکه آن فعل دارا است و چون فعل اختیاری خالی از قصد عنوان نیست و همچنین اتفاق می افتد که یک فعل بیش از یک عنوان داشته باشد لذا ممکن است که یک فعل ، از یک جهت عمدی باشد و از جهت دیگ رخطایی مثلاص کسی که به یک شیخ تیراندازی می کندبه خیال اینکه شکار است در حالیکه در واقع انسان است ، اگر آن انسان را بکشد نسبت به قتل و صید و شکار ، عامدو نسبت به قتل انسان خاطی است و همچنین اگجر انسانی را به قصد تأدیب با عصا بزند ولی آن ضربت ، انسان مزبور را بکشد باز هم قتل ، قتل خطا است ، بنابر این ، کسیکه مومنی را از روی عمد می کشد کسی خواهد بود بوسیله کاری که انجام می دهد قصد قتل مومنی را دارد با علم به اینکه آن کار ، قتل است و این مقتول مؤمن است.
خداوند متعال با غلظت تمام ، به کسیکه مؤمن را از روی عمد بکشد وعده آتش جاویدان داده است .
2-قتل خطایی و پاره ای از احکام آن در آیه شریفه 92 سوره مبارکه نساء بیان شده است ، متن و ترجمه آیه شریفه عبارتند از :
و ما کان لمؤمن ان یقتل مؤمنا الا خطا و من قتل مؤمنا خطا فتحریر رقبة مؤمنة و دیة مسلمة ال اهله الا ان تصدقوا فان کان من قوم عدو لکم و هو مومن فتحریر رقبة مؤمنة و ان کان من قوم بیئکم و بینهم میثاق فدیه مسلمة الی اهله و تحریر رقبة مؤمنة فمن لم یجد فصیا م شهرین متتابعین توبةمن الله و کان الله علیما حکیما. هیچ فرد با ایمانی مجاز نیست که مؤمنی را به قتل برساند ، مگر اینکه این کار از روی خطا و اشتباه از او سر زند و ( در عین حال ) کسی که مؤمنی را از روی خطا به قتل رساند باید یک برده مؤمن را آزاد کند و خونبهایی به کسان او بپردازد ، مگر اینکه آنها خوبیها را ببخشند و اگر مقتول از گروهی باشد که دشمنان شما هستند ( و کافرند ) ولی مقتول با ایمان بوده ( تنها) باید یک برده مؤمن را آزاد کند ( و پرداختن خونبهای او را به کسان او بپردازد ، و یک برده مؤمن ( نیز ) آزاد کند وان کس که دسترسی ( به آزاد کردن برده ) ندارد ،دوماه پی در پی روزه می گیرد این ( یک نوع تخفیف ،و ) توبه الهی است و خداوند دانا و حکیم است .
در این آیه تعریفی از قتل خطائی بیان نشده است بلکه مسئولیت و تکلیف مرتکب قتل پیش بینی نشده است لذا به منظور فهم بیشتر باید به کتابهای تفسیر ، آیات الاحکام و فقهی مراجعه نمود علامه فقید سید محمد حسین طباطبائی در تفسیر این آیه می فرماید :
مراد از خطا در این آیه مقابل عمد است یعنی بعد از آنکه کسی در حریم ایمانداخل شد اقتضاء قتل مؤمن دیگر یکه در ایمان مثل خود اوست در او پیدا نمی شود ، هر قتلی می خواهد باشد ، مگر آنکه خطا باشد.
استثنای قتل خطاء ، استثنای متصل است و معنی کلام اینست : مؤمن هیچوقت نمی خواهد مؤمنی را از آن جهت که مؤمن است بکشد یعنی با آنکه میداند مؤمن است در صدد کشتن او برآید معذلک ( عین با وصف اینکه مراد از این آیات نفی اقتضا است ولی برای کنایه از تکلیف یا نهی تشریعی آورده شده باین معنی که خداوند متعال هیچگاه مباح نکرده و هرگز مباح نمیکند که مؤمنی ، مؤمن دیگر را بکشد خداوند ، قتل مؤمن را حرام کرده مگر در قتل خطا چون در قتل خطا قاتل قصد قتل مؤمن نکرده و یا اصلاً قصد کشتن نداشته و یا قصد کشتن داشته ولی به گمان آنکه مقتول کافر و جائز القتل است او را کشته است و نبابر این در این مورد حرمتی جعل نشده است . تشخیص معنای خطا و عمد و تحریر و دیه و اهل قتیل و میثاق و چیزهای دیگری کهدر آیات ذکر شده در عهده سنت است هر کس میخواهد برآن واقف گردد باید به فقه مراجعه کند.
بنابراین با تحقیق و بررسی آیات قرآن کریم ملاحظه می شود از نظر عنصر روانی دو نوع قتل بیش بینی شده است که عبارتند از :
1-قتل عمدی
2-قتل خطایی
4-4) انواع جرم قتل بر مبنای عنصر روانی از دیدگاه فقها
گروهی از فقهای اهل سنت از جمهل مالک بن انس مؤسس مذهب مالیکه و این جزم اندلسی انواع قتل بر مبنای عنصر روانی را منحصر به همین دو نوع قتل دانسته اند و اقسام دیگری را قبول ندارند و مستند آن را نصوص قرآنی بیان کرده اند.
ابن جزم اندلسی در این زمینه می نویسد « قتل بر دو قسم است الف – قتل عمد
ب – قتل خطا
دلیل بر این تقسیم بندی دو آیه قرآن هستند که بیان شد خداوند قسم سومی را وضع نکرده است گروهی قسم سوم را بنام عمد خطا ادعا کرده اند که این قول فاسدی است و نصی بر این مطلب وجود ندارد.
بسیاری از فقهای اسلامی اعم از سیعه و سنی – هر چند در تطبیق برخی از مصادیق آن با یکدیگر اختلاف نظر دارند انواع قتل را برحسب عنصر روانی را به سه نوع کلی تقسیم کرده اند که این سه نوع قتل عبارتند از :
الف – قتل عمد
ب – قتل شبه عمد
ج – قتل خطئی یا خطای محض
در این زمینه یکی از اساتید دروس حقوی و اسلامی مکه مکرمه می نویسد جمهور فقهای معاصر عقیده دارند قتل بر سه نوع است که عبارتند از
1-قتل عمد 2- قتل شبه عمد 3- قتل خطاء
ابو حنیفه نیز انواع قتل را بر حسب عنصر روانی بر 5 نوع تقسیم کرده است که عبارتند از 1 –قتل عمد 2- قتل شبه عمد 3- قتل خطا 4- جاری مجری خطا5- قتل بالنسیب
بعضی از فقها انواع دیگری از قتل را ذکر فرموده اند که مشروح آن در مقالات بعدی بیان می گردد.
5-4) نخستین قتل ناحق در تاریخ بشر
خداوند متعال در قرآن کریم حکایت فرزندان حضرت آدم (ع) را به عنوان یکی از حوادث ناگوار تاریخ بشر و اولین قتل ارتکابی ذکر می کند . در این واقعه قابیل برادر بزرگتر به دلیل قبول نشدن قربانی اش نسبت به هابیل حسادت ورزیده و وی را تهدید به قتل کرد و مدتی مراقب و در انتظار بود سرانجام هنگامی که پدر حضور نداشت قابیل را به قتل رساند متن آیات وارده و ترجمه آن عبارت است از :
و اتل غلبهم ننا ابنی ادم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم یتقبل من الاخر قال لا قتلئک قال انما یتقبل الله من المتقین
و داستان دو فرزندآدم را بحق برآنها بخوان هنگامی که ره کدام ، کاری برای تقرب ( به پروردگار) انجام دادند ، اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد ( برادری که عملش مردود شده بود به برادر دیگر ) گفت به خدا سوگند تو را خواهم کشت ( برادر دیگر ) گفت من چه گناهی دارم؟ زیرا خدا تنها از پرهیکاران می پذرد اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی من هرگز به قتل تو دست نمی گشایم ، چون از پروردگار جهانیان می ترسم من می خواهم تو با گناه من و خودت ( از این عمل ) باز کردی ( و بار هر دو گناه را به دوش کشی ) و از دوزخیان گردی و همین است سزای ستمکاران نفس سرکش کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد ؛ ( سرانجام ) او را کشت و از زیانکاران شد به همین جهت ،در بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد چنان است که گویی همه انسانها را شکته و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است و روسلان ما ، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند ، اما بسیرای از آنها ، پس از آن در روی زمین تعدی و اسراف کردند.
در تفسیر آیات فوق آمده است « این آیات از قصه پسر آدم خبر می دهد و بیان می کند که جسد چه بسا آدمیزاده را بجایی می رساندکه از روی ستم برادر خود را می کشد و در نتیجه از زیانکاران شده به پشیمانی بی فایده ای می رسد .جمله لا قبنلتک تهدید به قتل بعلت حسادتی بود که از قبول قربان مقتول و مردودی قربانی او ( قاتل ) پیدا شده بود . بسط بد ( دست گشودن ) کنایه از تهیه مقدمات قتل و بکار بردن اسباب آن است .
در تفسی رعباسی از هشام بن سالم از حبی سجستانی از حضرت ابوجعفر امام باقر (ع) نقل کرده است .
هنگامی که پسران آدم قربانی را پیش بردند و از یکی قبول و از دیگری قبول نشد فرمود : از هابیل قبول شده بود و از قابیل قبول نشده بوداز اینجهت حسادت سختی پیدا کرده بر او ستم نمود و همیشه مترصد و مراقب وقت تنهایی او بود تا وقتی او را دور از آدم یافت ،ناگهان بر او جست و او را کشت .
مؤلف :قابیل بطور ناگهانی هابیل را کشته ، نه اینکه هابیل خود را در اختیار او بگذارد توجه داشته باشید که روایات نام آن دو فرزند آدم را هابیل و قابیل نوشته اند ولی در تورات فعلی هابیل و قابین ضبط شده است .
با توجه به تفسیر آیات فوق بنظر می رسد اولین قتل ارتکابی در تاریخ بشر قتل عمدی توأم با اندیشه و تصمیم قبلی بود به نحوی که قابیل به دلیل حسادت برادرش هابیل را تهدید به قتل کرد ، تصمیم به ارتکاب قتل وی گرفت ، اسباب ومقدمات لازم را فراهم کرد و منتظر فرصت مناسب شد تا نهایتاً هابیل را غافلگیر کرد و او را به ناحق کشت .
6-4) حرمت ارتکاب قتل عمدی
خداوند متعال در زمینه حرمت ارتکاب قتل عمدی در قرآن کریم می فرماید :
من قتل نفسا بغیر نفس اوفساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا
هر کس نفسی را بدون حق قصاص و یا بی آنکه فساد و فته ای در روی زمین کند بقتل رساند مثل آن باشد که همه مردم را کشته و هر که نفسی را حیات بخشد ( از مگر نجات دهد ) مثل آنست که همه مردم را حیات بخشیده ( که یکتن منساء حیات خلقی تواند شد )
و من یقتل مؤمنا متعمدا فجز اوه جهنم خلدافیها و غصب الله علیه و لعنة و اعدله عذابا عظیما
هر کس مؤمنی را بعمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن جاوید معذب خواهد بود خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید مهیا سازد
7-4) مجازات قتل عمدی :
خداوند متعال در زمینه مجازات قتل عمدی در قرآن کریم می فرماید :
یا ایها الذین امنو کتب علیکم القصاص فی القتل الحر بالحر و العبد بالعبد و الا نئی بالانئی لمن عن له من اخیه شیء فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسن ذلک تخفیف من ربکم و رحمة فمن اعتدی بعد ذلکت فله عذاب الیم
ای افرادی که ایمان آورده اید حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته شده است آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده ، و زن در برابر زن ، پس اگر کسی از سوی برادر ( دنی ) خود ، چیزی به او بخشیده شود ، ( و حکم قصاص او ، تبدیل به خونبها گردد ، ) باید از راه پسندیده پیروی کند ( و صاحب خون ، حال پرداخت کننده دیه را در نظر بگیرد .) و او = قاتل نیز به نیکی دیه را ( به ولی مقتول ) بپردازد ( و در آن مسامحه نکند) این تخفیف و رحمتی است از ناحیه پروردگار شما او کسی کهبعد از آن تجاوز کند عذاب دردناکی خواهد داشت.
8-4) فلسفه قصاص :
خداوند متعال در زمینه فلسفه قصاص می فرماید : « و لکم فی القصاص حیوة یا اولی الالباب لعلکم تتقون .
و قصاص برای حفظ حیات شما است ای خردمندان تا مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید .
نتیجه :
1-با تحقیق و بررسی آیات شریفه قرآن کریم به نظر می رسد بر مبنای عنصر روانی دو نوع قتل پیش بینی شده است که عبارتند از :
الف - قتل عمدی
ب - قتل خطایی
2-فقهای اسلام انواع مختلفی از قتل را بر مبنای « عنصر روانی » بیان کرده اند طبق قول مشهور انواع قتل عبارتند از :
الف – قتل عمدی ب – قتل شبه عمد یا شبه خطا ج – قتل خطا یی
2-ضابطه تشخیص قتل عمدی عبارت است از :
الف – در صورتی که قاتل ، سوء نیت یا قصد کشتن مجنی علیه را داشته باشد ب- قاتل قصد ایراد صدمه به مجنی علیه را داشته و یا کار نوعاً کشنده ، به مجنی علیه صدمه ای واردنماید که منجر به مرگش شود.
4-ضابطه تشخیص قتل شبه عمد عبارت است از مرتکب قصد ایراد صدمه یا انجام کاری بر مجنی علیه را دشاته باشد ولیکن قصد کشتن مجنی علیه را نداشت نو کار یا صدمه وارده نوعاً کشنده نباشد .
5- ضابطه تشخیص قتل خطا عبارت است از مرتکب قصد انجام کاری یا ایراد صدمه به مجنی علیه را نداشته باشد .
6-اولین قتل ارتکابی در تاریخ بشر قتل عمدی توأم با اندیشه و تصمیم قبلی بود به نحوی که قابیله به دلی حسادت برادرش هابیل را تهدید به قتل کرد ، تصمیم به ارتکاب قتل وی گرفت ، اسباب و مقدمات لازم را فراهم کرد و منتظر فرصت مناسب شد تا نهایتاً هابیل را غافلگیر کرد و او را به ناحق کشت .
7-قتل عمدی عمل بسیار شنیعی شناخته شده که شکتن یک نفر به منزله کشتن همه انسانها جامعه تلقی شده است
8-عنصر روانی جرم قتل در مسئولیت کیفری و میزان مجازات مرتکب قتل ، تأثیر مهمی دارد
9-بر اساس اقوال فقهای عظام شرایطی برای صدور حکم مجازات پیش بینی شده است که خصوصیات و ویژگی هیا قاتل و مقتول مورد توجه قرار می گیرد.
10-برای مرتکب قتل عمدی مجازات قصاص پیش بینی شده که حکم محکومیت می بایست توسط حاکم دادگاه صادر شود.
11-صاحبان خون می توانند حق قصاص را به قاتل صلح کنند و خون بها دریافت کنند
12-برای قتل شبه عمد وقتل خطایی دیه یاخون بهاء پیش بینی شده است که باید به صاحبان خون پرداخت شود.


.: Weblog Themes By Pichak :.



تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک